این روزها

سلام حال ما خوب است اما خوش نیست خدا را شکر این مدت که نبودم اتفاقات زیادی رخ داده است آقا علی مهندس ارشد شده است مادربزرگ آقا علی دیگر در میان ما نیستند مدارک ویزا را تکمیل نموده ایم یک ماه است... آن بزمجه ها هنوز ویزایمان را صادر نکرده اند آرزو خانم مشغول کار شده است بردیا به سربازی اعزام شده است الهه از سفر کیش بازگشته است نرگس در حال ازدواج می باشد برای یک مسابقه داستان نوشته ایم گرچه نبرده ایم ظاهرا چون هنوز نتایج را اعلام نکرده اند اتفاق فوق خوشحال کننده ای هم برایم رخ داده است که نمی توانم بازگو کنم قضیه بن بست را می گویم خلاصه زندگی در جریان است با امید هر روز به اینجا سر میزدم به امید آنکه خطی از غیب نقش ببندد بر این صفحه آخر دستمان را بر زانوی خود گرفتیم گفتیم یا علی

/ 2 نظر / 7 بازدید
filtershekans

سلام. وبلاگ زيبايي داري. خوشحال ميشم به منم سر بزني!

علی

خیــلی هم خــوب و عــالی چقــــــدر اتـفاق افـتـاده !! قـضیــه بـن بـست دیـگه چـیـه دقـیـقـا ؟!!